الزاماتى كه عايد به شيعه شود مىبايد كه از كتب معتبره ايشان منقول باشد ، والزاماتى كه عايد به أهل سنت مىشود ، مىبايد كه موافق روايات أهل سنت باشد والاّ هر يك را از طرفين تهمت تعصب وعناد لاحق است ، وبا يكديگر اعتماد ووثوق غير واقع ( 1 ) ; پس چرا خلاف ارشاد باسداد خود در اين مقام وديگر مقامات لا تعدّ ولا تحصى از طريق انصاف دست برداشته ، به ذيل خرافات اسلاف ومزعومات مقتدايان ناانصاف خود دست انداخته ؟ !
سوم :
آنكه والد ماجد مخاطب - كه أو را آيتي از آيات الهى ، ومعجزه از معجزات جناب رسالت پناهى ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در اين كتاب مىداند ( 2 ) - نيز أحاديث “ صحيحين “ وأمثال آن را لايق ذكر به مناظره اماميه بلكه زيديه هم ندانسته ( 3 ) ; پس كمال عجب است كه از تشبث به مرويات “ صحيحين “ وأمثال آن درگذشته ، رو ( 4 ) به ذكر مزعومات ومقولات شافعي وأمثال أو آورده ، در مخالفت وعقوق والد خود وترك اصغاى نصح آية الهى ومعجزه جناب رسالت پناهى - على حسب مزعومه - كوشيده !
چهارم :
آنكه أكابر أئمة سنيه واجله معتمدين اينها از شافعي افضليت
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 2 .
2 . تحفه اثناعشريه : 184 .
3 . مراجعه شود به : قرة العينين : 145 .
4 . در [ الف ] اشتباهاً : ( أو ) آمده است .