مردم مسلم نيست ، وارشاد آن حضرت دلالت صريحه دارد كه : اگر آن حضرت سياق هدى نمىفرمود ، آن حضرت نيز تمتّع اختيار مىنمود .
وتشبث به سوى هدى بر افضليت قران نيز مدفوع است به اينكه : اين استدلال هم از قبيل سابق است ، فيرد عليه ما أورده على الأول ، ومجرد سوق ( 1 ) هدى مثبت افضليت نمىتواند شد هرگاه افضليت تمتّع از ارشاد آن حضرت ظاهر باشد .
اما ادعاى افضليت سوق هدى بر تكرار احرام ، پس مجرد دعوى است ، ودليلي بر آن وارد نكرده .
واستدامه احرام را قائم مقام تكرّر احرام نمودن ، نيز محل كلام است ; چه مىتواند شد كه استدامه احرام به سبب اعتياد آن ، اخفّ گردد از انشاء ‹ 1289 › آن مكرّراً بعد تحلل ، واز تجربه معلوم است كه بسا بعض افعال شاقه هرگاه اعتياد به آن حاصل شود سهل مىگردد ، واخذِ بعد ترك ، أشق مىباشد از استدامه ، مثلا هرگاه شروع در صوم مىكنند شاق مىشود وبعد دو سه روز سهل مىگردد ، واما دو روز صوم گرفتن وباز ترك آن نمودن وباز شروع در آن كردن ، پس نهايت شاق مىشود .
ششم :
آنكه بر جواز تمتّع بلكه استحباب آن اجماع واقع است ، ودر غير
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مسوق ) آمده است .