واين همه يك سو است ; بحمد الله تكذيب رازي از قول خودش ثابت است ، چه سابقاً دانستى كه خود أو در مقام اثبات جهر به بسملة گفته :
ومن اقتدى في دينه بعلي [ ( عليه السلام ) ] فقد اهتدى .
وبه حديث : « اللهم أدر الحقّ معه حيثما دار » استدلال بر آن كرده ( 1 ) ، پس كمال عجب است كه خود اقتدا را به جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) در دين موجب اهتدا باليقين مىداند ، وملازمت حق با آن حضرت ثابت مىنمايد ، وباز به مزيد عصبيت وعناد واستيلاى أضغان واحقاد ، نسيان حكم سرور انس وجان ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر آن حضرت تجويز ‹ 1162 › مىنمايد ، ونهايت مخالفت حق - اعني تجويز زنا وحرام به سبب نسيان حكم حضرت خير الأنام ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر آن حضرت ثابت مىكند ( 2 ) ، واز ظهور كذبش به افاده خودش مبالاتى نمىكند ! !
بالجملة ; مفاسد وفضائح وقبائح ( 3 ) تجويز نسيان ناسخ متعه بر جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بالاتر از آن است كه بيان كرده شود ، ودر حقيقت اثبات نهايت بغض وعناد وناصبيت خود است .
هامش
1 . در طعن هشتم أبو بكر از تفسير رازي 1 / 205 گذشت .
2 . از ( ونهايت مخالفت . . . ) تا اينجا در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده .
3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( به ) آمده است .