پاسخ از شبهات فخر رازي
ونيز از قول أو : ( والذي يجب أن يعتمد . . ) إلى آخره ظاهر است كه نزد رازي واجب الاعتماد در اين باب همين است كه انكار اباحه متعه نكنند ودست به دامان ثبوت نسخ زنند ، وثبوت دلالت آية كريمه را بر اباحه متعه ، قادح در غرض خود ندانند ، پس اگر منع دلالت آن بر اباحه امكان داشتى ، حكم به وجوب اين معنا راست نيامدى .
كمال عجب است كه مخاطب ‹ 1161 › به تنبيه رازي متنبه نشده واز إفادات أو انتفاعى به هم نرسانيده ، به همان شبهات سخيف وهفوات ركيك كه فخر رازي ( 1 ) ردّ آن كرده وضعف وناتمامى آن ثابت ساخته ، دست انداخته .
وفخر رازي - به سبب مزيد عجز وناچارى - چاره كار منحصر در ادعاى نسخ متعه يافته ، هفواتى بي مغز نگاشته كه ركاكت وسخافت آن به كمال وضوح وظهور است ، ودر حقيقت مايه استهزا وسخريه أرباب شعور ! چه ذكر نسيان در جواب حجت أهل حق بر ابطال نسخ متعه آوردن ، در حقيقت جوانب وأطراف كلام را به نسيان يا تناسى زدن است ; زيرا كه در أصل حجت - در صورت تواتر ناسخ - لزوم انكار جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وابن عباس وعمران بن الحصين چيزى را كه ثابت باشد به تواتر از دين جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نقل كرده ; به جواب آن حرف نسيان بر زبان آوردن ، در حقيقت نسبت نسيان به جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وابن عباس وعمران بن
هامش
1 . در [ الف ] ( فخر رازي ) خوانا نيست .