وهمين است جواب از تمسك ايشان به قرائت اُبَىّ بن كعب وابن عباس ; زيرا كه بر تقدير ثبوت آن ، دلالت نمىكند مگر بر اينكه متعه مشروع بود ، وما در اين معنا نزاع نمىكنيم ، جز اين نيست كه ما مىگوييم كه : نسخ طارئ شد بر آن ، وآنچه ذكر كرديد شما از دلائل ، دفع نمىكند اين قول ما را .
وجواب قول ايشان كه : ناسخ يا متواتر خواهد بود يا آحاد .
ما مىگوييم كه : شايد بعضي از ايشان ، ناسخ را شنيده باشند وفراموش كرده باشند بعد از آن ، هرگاه كه عمر ذكر كرد اين معنا را در مجمع عظيم ، ياد كردند وشناختند صدق أو را در اين معنا ، پس تسليم نمودند آن را . . . إلى آخر ( 1 ) .
از اين عبارت ظاهر مىشود كه كلام أبو بكر رازي در ردّ دلالت اين آية كريمه بر جواز متعه ، ضعيف وناتمام وسخيف ومختل النظام ومورد بحث وكلام ، وبه سبب ركاكت على طرف الثمام است كه ناچار فخر رازي به مزيد انصاف ، عصبيتِ مذهب را ترك كرده ، به ردّ آن پرداخته ، ضعف وركاكت آن [ را ] ظاهر ساخته .
پس بحمد الله متانت أدله أهل حق بر دلالت اين آية كريمه بر جواز متعه - از سكوت رازي - به كمال وضوح ظاهر شد كه سكوت صحابه را خود رازي در اين عبارت ، دليل أصابت عمر گردانيده .
هامش
1 . آخر ترجمه كلام فخر رازي .