قلت : حديث ابن عباس هذا رواه الإمام أحمد في المسند والترمذي ، وقال : حديث حسن ( 1 ) .
وسكوت ابن عباس بعدِ تسليم ، محمول است بر آنكه : به سبب ظهور مزيد عناد ولجاج اعراض فرموده ; چه ابن عروه :
أولا : به مقابله ارشاد جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نهى شيخين را ذكر كرده ، وظاهر است كه هرگز نهى كسى - كائناً من كان - مقابل ارشاد آن حضرت نمىتواند شد .
وثانياً : با وصف تنبيه ابن عباس بر شناعت اين مقابله ومعارضه از خواب غفلت بيدار نشده ، به همان عناد ولداد متمسك مانده ، وجواب افاده متينه ابن عباس بر طريق أهل علم نتوانسته ، ناچار مثل جهله مقلدين كه احسان به محض ظنّ در حق متبوعين خود بي دليل متمسك مىشوند ، حرف اعلميت شيخين به سنت واتبعيتشان آورده .
وچگونه مجرّد اعلميت واتبعيت كسى به سنت - بعدِ تسليم - دليل ردّ حكم شرعي مىتواند شد ؟ !
اين را أطفال هم مىفهمند چه جا محصلين وأكابر علما !
پس در حقيقت اين تمسك أفحش وأشنع از جسارت اولينش بوده !
با آنكه اعلميت واتبعيت هنوز محل نزاع ومُطالَب به اثبات وبيان ، بلكه
هامش
1 . زاد المعاد 2 / 207 - 208 .