ومحتجب نماند كه اين عبارات كه در آن بي تقييد [ به ] ضرورت نسبت تجويز متعه به ابن عباس كردهاند ، دليل واضح است بر آنكه ابن عباس مطلقاً بلا قيد تجويز متعه كرده است ، والاّ ظاهر است كه اگر غرض ابن عباس تجويز متعه به حال ضرورت مىبود ، وآن را مثل ميته ودم ولحم خنزير مىدانست ، نسبت تجويز متعه به أو بي ( 1 ) تقييد وآن هم به مقابله قول محرّمين نمىشد ، والاّ لازم آيد كه به جميع علما - كه قائل به تجويز ميته ودم ولحم خنزير در حال ضرورت اند - نسبت قول به تجويز اين أشياء ثلاثة كرده شود ، بلكه در مقابله قول محرّمين ، قول مبيحين ذكر كرده شود ، مثلا گفته
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( لي ) آمده است .