تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
واز افاده خود مخاطب هم در صدر كتاب عدم صلاحيت اخبار أهل سنت براي احتجاج واستدلال بر أهل حق ظاهر است ( 1 ) . پس هرگاه اخبار صحيحه سنيه كه خالى از قدح وجرح نزد ايشان باشد ، لايق ذكر به مقابله أهل حق نباشد ، اخبار تحريم متعه - كه قدح وجرح آن حسب إفادات أكابر محققين شان دريافتى - كي لايق آن است كه به مقابله أهل حق ذكر كرده شود ؟ ! وچرا أهل حق اعتنا به آن خواهند كرد ؟ ! پس تعارض از كجا خواهد آمد ؟ ! وادعاى دلالت قرآن بر تحريم متعه خود كذب صريح ومحض بهتان است ، ولله الحمد كه اعتراف أئمة سنيه به آنكه تحريم متعه از قرآن ثابت نيست شنيدى ، وعلاوة بر اين همه اتفاق خود عمر [ را ] بر نفى تحريم متعه از سنت وقرآن سابقاً دريافتى . پس بعدِ اين همه ظهور ووضوح حق ادعاى تعارض - در دلائل - جهل ( 2 ) وحرف مجازفت صريح وعدوان قبيح است ، پس ذكر اين قاعده در اين مقام مصرفى ندارد . وحق آن است كه مخاطب به ذكر قاعده تقديم تحريم بر تحليل بسيارى از أساطين دين خود را كما ينبغي رسوا نموده است كه اينها جاها تقديم تحليل
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 2 . 2 . در [ الف ] كلمه : ( جهل ) خوانا نيست .