پس از اينجا وجه قيام معلوم شد . ( 1 ) انتهى .
در كيد نود ويكم گفته :
وأهل سنت چه قسم دشمنان أهل بيت را دوست دارند ، حال آنكه در كتابهاى ايشان روايات صريحه به اين مضمون موجودند كه : من مات وهو مبغض لآل محمد [ ( عليهم السلام ) ] دخل النار وإن صلّى وصام . واين روايت را طبرانى وحاكم آوردهاند . ( 2 ) انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه حاكم از أهل سنت است ، ومخالفت أهل سنت روايت أو را مثل روايات ديگر سنيه ناممكن است .
عجب كه جايى مخالفت روايت حاكم [ را ] از أهل سنت ناممكن داند ! وجايى روايت أو [ را ] - كه تصحيح آن نيز كرده - أصلا اصغا نكند ، ومدلول آن را بر ملا ابطال وانكار وتكذيب نمايد ( إِنَّ هذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ) ! ( 3 )
ودر حقيقت خود را به اين انكار وابطال از أهل سنت - به اعتراف خودش - خارج كرده ، چه هرگاه به اعتراف أو مخالفت أهل سنت با روايات كتب خودش ناممكن باشد ، ودر ذكر اين روايات روايتِ حاكم را ذكر كند ، وباز خود در اين مقام مخالفت روايات كتب جمعى كثير از أهل سنت - كه حاكم نيز از جمله ايشان است - نمايد بلا شبهه أو از أهل سنت خارج باشد .
هامش
1 . [ الف ] صفحه : 197 . [ تحفه اثناعشريه : 94 ] .
2 . تحفه اثناعشريه : 82 - 83 .
3 . سورة ص ( 38 ) : 5 .