از اين عبارت ظاهر است كه تفسير حاكم از اصحّ تفاسير وقرين تفسير بخارى ومسلم وترمذى است .
وطرفه آن است كه خود مخاطب جابجا به روايات حاكم وآن هم به مقابله أهل حق تمسك نموده است ، وبه تصحيح أو هم دست انداخته ، به جواب طعن پانزدهم از مطاعن أبى بكر گفته :
جواب از اين دليل آن است كه قطع دست چپ سارق از أبو بكر به دو بار به وقوع آمده يك بار در دزدى [ دفعه ] سوم ، چنانچه نسائي مفصل از حارث ابن حاطب لحمي وطبرانى وحاكم روايت كردهاند ، وحاكم گفته است كه : صحيح الاسناد ، وهمين است حكم شريعت نزد أكثر علما . ( 1 ) انتهى .
نهايت عجب است كه تصحيح حاكم براي حمايت خليفه أول حجت باشد وبراي احتجاج أهل حق معتبر نگردد ! ‹ 1199 ›
هل هذا إلاّ عناد بهرج وتعصب أسمج .
ونيز مخاطب به جواب طعن چهارم از مطاعن أبى بكر گفته :
وبر بنوفزاره ( 2 ) نيز أمير لشكر أبو بكر صديق بود ، چنانچه حاكم از سلمة بن اكوع روايت مىكند كه :
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 282 .
2 . در مصدر ( بنوقراظه ) .