اما آنچه گفته : وقرآن متواتر محكم باليقين را گذاشتن ، به اين روايت شاذّه كه به هيچ سند صحيح تا حال ثابت هم نشده تمسك كردن .
پس همان حرف مكرّر وكلام مزوّر است كه بار بار آن را بر زبان مىآورد ، هرگز قرآن محكم دلالت بر تحريم متعه نمىكند ، عجب كه مخاطب وجمعى ناحق كوش ، دلالت قرآن بر تحريم متعه فهميدند ، وأكابر وأعاظم صحابه مثل جابر وابن مسعود وابن عباس وأعاظم علما وفحول كملا مثل ابن جريح وطاووس وسعيد بن المسيب وامثالشان به اين دلالت ظاهره وا نرسيدند !
بلكه بسيارى از محرّمين متعه هم به اين مباهته ومكابره راضى نشدند كه ادعاى دلالت قرآن بر تحريم متعه نمايند ، بلكه بالعكس افاده كردند كه : تحريم متعه از قرآن ثابت نشده ، وبه اين سبب بر واطى به متعه ‹ 1198 › حد را واجب نمىدانند ، كما علمت ممّا سبق نقله عن عمدة القاري للعيني .
وجواب شذوذ بر تقدير تسليم شنيدى .
وادعاى اين معنى كه اين روايت به هيچ سند صحيح تا حال ثابت نشده ، از غرائب أكاذيب ودروغها است ! مگر مخاطب در جل مباحث كذب ودروغ وبهتان را حلال وطيب مىشمارد وأصلا مبالاتى به تفضيح خود وتفضيح اسلاف ندارد .
ولله الحمد كه صحت اين روايت به چند وجه ثابت است :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٨٣