سرّى از آن جناب مخفى ومستور نه ; لكن سخن به اندازه فهم است ( 1 ) .
از اين عبارت ظاهر است كه : خليفه ثاني كه سكوت از جواب زنى - كه معارضه أو در منع مغالات كرده - نموده ; در حقيقت جواب به سكوت داده ، وآن زن آية قرآني [ را ] بي موقع خوانده ، يعنى استدلال باطل به قرآن نموده بود ، قابل آن نبود كه مراتب جواب به أو فهمانيده شود ، پس سكوت از أو در معناى جواب است .
ونيز براي هضم نفس خود وتطييب نفس آن زن وتطييب كساني كه در نقصان عقل وسوء ظنّ مماثل ومشابه آن زن اند ، از اين سكوت خود ، تعبير به التزام ‹ 1172 › الزام كرد .
پس همچنين توان گفت كه : صحابه حاضرين كه سكوت از جواب عمر نمودند ، در حقيقت همين جواب به سكوت بود .
ناقص العقلي كه مخالف آية قرآني وحكم رسول رباني - به وساوس ظلمانى وهواجس نفساني - حكمي راند وحكم خود را مقابل حكم سرور انس وجان - صلوات الله عليه وآله وسلم - گرداند ، أو را مراتب جواب چگونه فهمانند ؟ ! به تفاوت قليل از مثل ( يَسْئَلُونَك عَنِ الاَْهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنّاسِ وَالْحَجِّ ) ( 2 ) بايد شمرد ، وظنّ بي علمي يا بي ديني در حق أركان دين سنيه نبايد برد .
هامش
1 . نور الكريمتين :
2 . البقرة ( 2 ) : 189 .