حضرت عمر . . . كه سكوت از جواب نمود ، در حقيقت همين جواب به سكوت بود . ناقص العقلي كه آية قرآني بي موقع مىخواند ، أو را مراتب جواب چگونه فهماند ؟ ! به تفاوت قليل از مثل ( يَسْئَلُونَك عَنِ الاَْهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنّاسِ وَالْحَجِّ ) ( 1 ) بايد شمرد ، وظنّ بي علمي در حق أركان دين نبايد برد .
حضرت عمر . . . اين سكوت را كه در معناى جواب است بر طبق زعم آن ناقص العقل وبه اعتقاد آنها كه در نقصان عقل وسوء ظنّ مماثل ومشابه آن زن اند - هضماً لنفسه ، وتطييباً لنفسها وأنفسهم - تعبير به التزام الزام فرمود ، ودر اين ضمن طريق متابعت رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم پيمود .
روزى زنى به جناب أقدس آمده ، عرض نمود كه : من نمىتوانم ديد كه پسر من نزديك به آتش رود ، أو سبحانه تعالى أرحم الراحمين است ، پس چگونه بندههاى خود را به دوزخ خواهد انداخت ؟
فأكبّ رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم يبكي ، پس سر برداشت وفرمود : عذاب نمىكند أو سبحانه تعالى از بندههاى خود ، مگر كسى را كه مارد متمرّد غير موحد باشد .
واين جواب مثل جواب از ( يَسْئَلُونَك عَنِ الاَْهِلَّةِ ) ( 2 ) ، جوابي است كه به آن انحلال عقده سؤال نمىتواند ; يقين كه در اين باب سرّى بود ، وهيچ
هامش
1 . البقرة ( 2 ) : 189 .
2 . البقرة ( 2 ) : 189 .