تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
از اين روايت ظاهر است كه يحيى بن أكثم به شيخى از أهل بصره گفت كه : به كدام كس اقتدا كردى در جواز متعه ؟ آن شيخ گفت كه : اقتدا كردم در جواز متعه به عمر بن الخطاب . يحيى بن أكثم متعجبانه گفت : چگونه اقتداى تو به عمر در جواز متعه راست آيد حال آنكه عمر سخت ترين مردم بود در متعه ؟ ! يعنى به شدت ومبالغه از متعه منع مىكرد . آن شيخ گفت كه : اقتداى من به عمر در جواز متعه به اين سبب است كه خبر صحيح آمده است كه : به تحقيق كه عمر بالا رفت به منبر پس گفت كه : بدرستى كه خدا ورسول أو حلال كردند براي شما دو متعه را ، وبه تحقيق كه من حرام مىكنم آن هر دو را بر شما ، وعقاب مىكنم بر آن هر دو . پس قبول كرديم ما شهادت عمر را به جواز متعه وقبول نكرديم تحريم عمر را . انتهى . پس از اين روايت ثابت شد كه يحيى بن أكثم به جواب كلام متين النظام شيخ بصره قفل سكوت بر لب زده وجوابي از حجت أو نتوانست آراست . وسكوت نزد مخاطب دليل تسليم است كه جابجا به ادعاى سكوت صحابه بر تصويب افعال خلفا احتجاج واستدلال مىكند ; ونيز در باب
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 394 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى