وثانياً : ظاهر است كه بعدِ فتح مكة ، غزوه حنين است ، وبعد از آن أوطاس ، پس اين طفره از طفره نظاميه هم أقبح است كه حنين را هم گذاشته ، [ اگر ] اطلاق أوطاس بر فتح مكة جايز باشد ، مفاسد عظيمه لازم آيد ، [ و ] اطلاق هر غزوه بر ديگرى به لحاظ همين ترتيب يا مقارب آن جايز باشد !
يعنى اطلاق هر غزوه متأخر بر غزوه [ اى ] كه سابق از آن است ، وهم سابقِ سابق ومثل آن جايز شود ، وهم بالعكس ومثل آن .
ونيز بنابر اين اطلاقِ هر شهر بر شهر سابق وسابقِ سابق وبالعكس وأمثال آن جايز شود ، پس جايز شود اطلاق ربيع الأول بر صفر ومحرم وبالعكس ، ومثل آن !
ونيز جايز شود اطلاق هر سال بر سال سابق وسابقِ سابق ، وبالعكس ومثل آن !
ونيز جايز شود اطلاق هر روز بر روز سابق وسابقِ سابق ، وبالعكس ومثل آن !
پس جايز شود اراده جمعه از يوم الأحد واراده سبت از آن !
وأمثال ذلك من الخرافات والجزافات التي لا يجوّزها أحد من أرباب الدرايات .
وثالثاً : در “ صحيح مسلم “ روايات مرويّه از سبره كه دلالت مىكند بر نهى يا تحريم به روز فتح مكة متعدد است ، وروايت دالّه بر نهى عام أوطاس ،
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٢