حال آنكه أصلا تأبيد ( 1 ) تحريم متعه در اين روايت مسطور نيست .
سوم : آنكه از كلامش واضح است كه مسلم از سلمه تأبيد تحريم را إلى يوم القيامة روايت كرده .
وقيد : ( إلى يوم القيامة ) هم در اين روايت مسطور نيست ، ادعاى آن كذب بحت وبهتان محض است .
چهارم : آنكه از كلام مخاطب صراحتاً ظاهر است كه در “ صحيح مسلم “ به روايت سبرة بن معبد هم موجود است كه آن حضرت متعه را حرام ساخت در جنگ أوطاس .
حال آنكه در “ صحيح مسلم “ از تحريم [ متعه در ] أوطاس به روايت سبرة بن معبد ، عيني واثرى نيست .
آرى ; در بعض روايت سبره كه در “ صحيح مسلم “ نقل كرده ، تحريم متعه يوم فتح مكة ، ودر بعض آن نهى از آن روز فتح ، البتة مذكور است ( 2 ) ، وظاهر است كه فتح مكة غير أوطاس است ، واراده أوطاس از فتح مكة باطل محض است چه :
أولا : ضرورتِ اين اراده ثابت بايد كرد ، ومرتبه آن بيان بايد نمود ، وظاهر است كه اراده هيچ معناى مجازى بلادليل وبيّنه جايز نيست .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تأييد ) آمده است .
2 . روايات آن خواهد آمد .