تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
وثانياً : اگر نزد جابر نسخ جواز متعه اصلى مىداشت ، چگونه استمتاع خودشان ( 1 ) را در اين سه عهد نقل مىكرد ؟ ! وثالثاً : اگر جابر صرف استمتاع خودشان [ را ] در عهد نبوي بلا ذكر ناسخ نقل مىكرد ، آن دليل جواز وفقدان ناسخ بود ، چه جا كه استمتاع خودشان [ را ] در عهد أبى بكر وعمر هم نقل نمايد كه در اين صورت اصلاً ارتياب در جواز متعه نزد جابر وديگران باقي نمىماند ، والتزام احتمال عدم اطلاع برناسخ تا اين زمان دراز وعهد طول وطويل ناشى از مكابره وتخديع وتسويل ، كما سيتضح عن قريب ، إن شاء الله الجليل . بالجملة ; در دلالت اين روايت بر جواز متعه نزد جابر ريبى نيست ; زيرا كه هرگاه قومي كه همراه عطا نزد جابر رفته بودند سؤال كردند از متعه ، وجابر به جواب آن نقل نمود كه : أو وديگر أصحاب در عهد نبوي وعهد أبى بكر وعمر متعه كردند ، وسكوت كرد از ذكر ناسخ ; اين معنا قطعاً وحتماً دلالت مىكند كه جابر تا اين زمان كه قوم از أو سوال كردند متعه را جايز مىدانست وفعل خود وديگر أصحاب متعه در عهد نبوي وعهد شيخين نقل مىكرد ، وظاهر است كه اين زمان متأخر است از نهى عمر از متعه . قال العسقلاني في تهذيب التهذيب :
هامش
1 . در [ الف ] ( خودها ) آمده است كه اصلاح شد ، وهمچنين در موارد آينده .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 312 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى