قال ابن عيينة - عن عمرو بن قيس - : سألت عطا : متى ولدتَ ؟ قال : لعامين خلوا من خلافة عثمان . وذكر أحمد بن يونس الضبّي أنه ولد سنة سبع وعشرين ( 1 ) .
پس ولادت عطا بعدِ زمان بسيار از وفات خليفه ثاني است ، چه جا نهى أو از متعه كه بعد انقضاى نصف خلافت أو بود كه سيتّضح .
وهرگاه ثابت شد كه جابر بن عبد الله بعد زمان بسيار از مرگ عمر متعه را جايز مىدانست ، پس ثابت شد كه نزد جابر نهى عمر از متعه ، لايق اعتنا نبود كه با وصف نهى عمر از متعه ، جابر متعه را جايز مىدانست ; پس ثابت شد كه نهى عمر از متعه مستند به نهى خدا ورسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] نبود ، والاّ چگونه جابر خلاف آن مىكرد ؟ !
واحتمال عدم اطلاع جابر بر نهى عمر هم نهايت باطل وواهى است ، وخود ديگر روايات كه از جابر منقول مىشود دلالت واضحه دارد بر آنكه جابر بر نهى عمر از متعه مطلع بوده ، پس با وصف اطلاع بر نهى عمر از متعه ، تجويز آن ونقل فعل آن براي سائلين ، دلالت صريحه دارد بر ردّ نهى عمر وعدم اعتماد بر آن .
واز اينجا هم ظاهر شد كه عمر نقل نهى متعه از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نكرده ، بلكه خودش جسارت بر آن نموده .
هامش
1 . تهذيب التهذيب 7 / 182 .