تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
وروايت ابن ماجة ومثل آن ( 1 ) از ايجادات حضرات است كه در اثبات نسخ جواز متعه چندان اهتمام فرمودند كه از افترا بر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در گذشته ، بر خود خلافت مآب هم افترا بستند ، وروح پرفتوح أو را به آزار بهتان خستند كه أو - بيچاره ! - تاب افترا در اين باب بر جناب رسالت مآب صلى الله عليه وآله الأطياب در مجمع أصحاب نيافت ، ناچار اكتفا بر نهى خود از متعه نمود ، وبه تقديم مسند اليه وغير آن ، از حصر ‹ 1102 › نهى در ذات خود آگاه كرد ( 2 ) ، وحضرات اين معنا را مثْبِت صدور تحريم حلال الهى از أو دانسته ، وآن را نهايت شنيع يافته ، عارِ افترا وبهتان را بر خود خلافت مآب وحضرت رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) سهل تر دانستند ! ! بارالها مگر آنكه بگويند كه : خلافت مآب نقل نسخ متعه [ را ] از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده بود ، لكن جابر أو را در اين نقل كاذب ودروغگو دانست ! ! پس اين أشنع است از احتمال أول ، وبه هر حال مطلوب ما حاصل [ شد ] .

دليل دوم :

مسلم در “ صحيح “ خود گفته :
هامش
1 . قبلا - در همين طعن - از سنن ابن ماجة 1 / 630 روايت ذيل با تضعيف اسناد آن گذشت كه : لمّا ولي عمر بن الخطاب خطب الناس ، فقال : إن رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم أذن لنا في المتعة ثلاثاً ثم حرّمها . . إلى آخره . 2 . يعنى گفت : ( أنا أحرّمهما ) .