تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
در اين كلام شآمت التيام توجيه غلط وخطا به تكرار واستبشار نموده ، واز اثبات غلط در محض استدلال گذشته ، هوس اثبات غلط در نفس مسأله فقهيّه در سر كرده ، وبر آن ( 1 ) هم اقتصار نكرده ، اثبات اغلاط بسيار در قضاياى آن حضرت خواسته ، بلكه - معاذ الله - اثبات ضلال پيش نظر داشته ! ! فالعجب كلّ العجب من هذا البغض والعناد ! والله ولي التوفيق والرّشاد . هفتم : آنكه بر اين همه مصائب وآفات ونوائب وبليات اكتفا نيست تا كه به تحمل آن راضى شوند وصبر وقرار بر آن اختيار سازند ، بلكه اين جهل وحمق از أسفل به أعلى هم سرايت مىكند ، وجهل وحمق حضرات ثلاثة وأصحاب جمل وصفين وساير صحابه مخالفين وتابعين واتباع تابعين كه در مسائل عديده مخالفت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) باليقين مىكردند ، ظاهر مىشود ، چه مخالفت آن حضرت گو در أدنى مسأله باشد ، مستلزم تخطئه آن حضرت است در نفس حكم ، چه جا محض استدلال ; وهرگاه قول به امرى كه مستلزم اختلال استدلال آن حضرت باشد ، مثبت جهل وحمق ومخالفت ومعاندت آن حضرت باشد ، مخالفت آن حضرت در نفس حكم كه مستلزم تخطئه آن حضرت در أصل حكم است ، بالأولى مثبت جهل وحمق ومخالفت ومعاندت باشد .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( آن ) تكرار شده است .