پنجم : آنكه از ملاحظه اين عبارت واضح است كه قاضى عياض اين جواب را كه ولى الله اختيار كرده مخدوش ساخته ، وروايات صحيحه از طريق سفيان وغير أو كه دلالت بر تحريم خيبري كند نشان داده ، ومخاطب با وصف تقليد پدر خود در أصل جواب ، از ذكر خدشه قاضى عياض در آن ، دل دزديده تا كه بطلان اهتمام أو در ابطال تحريم خيبري ولزوم حمق وجهل اسلاف أو به كلامش ثابت نشود .
وبطلان جواب شاه ولى الله از اين خدشه ‹ 1053 › از ملاحظه روايات “ صحيح “ بخارى ومسلم و “ موطأ “ خود واضح وظاهر است .
عجب كه با وصف حواله به اين كتب ثلاثة ، از روايات آن خبري بر نداشتند ، ورجماً بالغيب ، رمي السهام في الظلام آغاز نهادند كه اين روايات را كه خود احتجاج واستدلال به آن مىنمايند ، شاذّ وغير محفوظ قرار دادند ! !
ششم : آنكه قول أو : ( وجمعى از رواة آن را محقق ساختند ) دلالت صريحه دارد بر آنكه تحقيق اين وهم از جمعى واقع شده ، ومخاطب از ذكر آن استحيا كرده ، به بعضي اين وهم را منسوب ساخته تا نسبت وهم به جمعى ثابت نشود وبطلان جوابش از كلام خودش واضح نگردد .
وعجب تر آن است كه شاه ولى الله نيز - با آن همه لاف تحقيق وتبحر - در اينجا عجب رقص الجملي واضطراب وتهافت آغاز نهاده كه خودش در اين قول ، تحقيق اين وهم را به جمعى از رواة نسبت كرده ، وباز به قول خود :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٦٠