اجماع أمت بر تحريم آن وقوع يافت إلاّ شرذمة قليلة مثل روافض ، هر چند در زمن صحابه اختلافى متحقق بود وهمان اختلاف سبب اهتمام فاروق شده بر عقد اجماع .
واگر سائل عود كند وگويد كه : حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] نهى از متعه روز خيبر روايت كرده است ، وأحاديث ديگر دلالت مىكند كه در روز أوطاس نيز به عمل آمد ، پس آن نهى دليل نمىتواند شد .
گوييم : سائل آن نقض را وارد نمىكند مگر بر مرتضى [ ( عليه السلام ) ] ; زيرا كه أول كسى كه به اين حديث استدلال نموده وابن عباس را الزام وزجر شديد به عمل آورد ، حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] است ، پس گويا مىگويد مرتضى [ ( عليه السلام ) ] غلط كرده در اين استدلال ، واين معنا شاهد ( 1 ) جهل وحمق أو است نزديك أهل سنت وشيعه تفضيليه قاطبتاً .
وحلّ اين اشكال بر طور قاضى عياض آن است كه : أصل تحريم در خيبر واقع شد ، وتجديد [ تحريم ] ( 2 ) در غزوه أوطاس وحجة الوداع تحقق يافت بنابر آنكه اجتماع عظيم بود وعزوبت غالب ، يحتمل كه به اين امر مرتكب شوند ومثل أو مثل تجديد چندين أوامر است كه در حجة الوداع به جهت تأكيد واتمام شريعت به عمل آمد .
ونووى در اين جواب خدشه مىكند به آنكه : از روايات مسلم معلوم
هامش
1 . در [ الف ] ( شاهد ) خوانا نيست .
2 . زيادة از مصدر .