تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
هشتم : آنكه روايات “ موطأ “ و “ بخارى “ و “ مسلم “ حسب افاده خود مخاطب هم لايق اعتبار واعتماد نيست ، چه اين روايات مشتمل است بر تاريخ نفى به خيبر ، وتاريخ تحريم به خيبر - حسب افاده خودش - باطل است ، واز قبيل وهم بي أصل وموجب ثبوت نهايت جهل وحمق ، پس عجب كه چگونه به چنين روايات باطله بي أصل - كه مثبتِ نهايت جهل وحمقِ مُثبت آن است - تمسّك كرده ، در حقيقت نهايت جهل وحمق خود به قول خود ثابت ساخته ! پس كمال عجب است كه خود حواله اين روايات به “ موطأ “ وبخارى ومسلم مىنمايد وآن روايات را ثابت مىداند ومضمون اين روايات را انكار مىكند وآن را دليل جهل وحمق مىگرداند ! سبحان الله ! هم اثبات وتحقيق اين روايات واحتجاج واستدلال به آن نمودن ; وهم مضمون آن را تغليط وانكار كردن ( 1 ) ودليل حمق وجهل گردانيدن ( 2 ) چقدر لطف دارد ؟ ! واز اينجاست ( 3 ) كه مخاطب روايت اين كتب را بالفاظها نقل نكرده ، به غرض ( 4 ) تخديع واضلال .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( ودليل كردن ) اضافه شده است . 2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) اضافه شده است . 3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( نه ) اضافه شده است . 4 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( بلكه ) اضافه شده است .