هفتم : آنكه گفته كه : بر اين مذهب سندى نيز از أئمة روايت مىكنند .
وقد دريت عدم استقامته وبطلانه من وجهين .
هشتم : آنكه گفته : اگر يك دو سال عمر به ذوى القربى چيزى از خمس نداده باشد ، بنابر استغناى ايشان از مال خمس يا بنابر كثرت احتياج أصناف ديگر ، نزد اماميه محل طعن نمىتواند شد .
وكذبه وبطلانه أوضح من أن يذكر .
نهم : آنكه قول أو بعد اين مقام : ( وحالا هم مذهب حنفيه وجمعى كثير از اماميه همين است ، كما سبق نقله عن الشرائع ) دلالت دارد بر آنكه در " شرائع " مذكور است كه حصه ذوى القربى [ را ] به فقرا ومساكين ذوى القربى بايد داد ، وديگر مهمات ايشان را از آن سرانجام بايد كرد ، نه آنكه به طريق توريث ، غنى وفقير ومحتاج وغير محتاج ايشان را بايد داد .
حال آنكه در " شرائع " اين معنا مذكور نيست .
دهم : آنكه اين قولش دلالت دارد بر آنكه : نقل اين معنا [ را ] مخاطب قبل از اين از " شرائع " كرده است .
حال آنكه قبل از اين هرگز اين معنا را از " شرائع " نقل نكرده ، پس اين قولش متضمن كذب وافتراست بر صاحب " شرائع " ; وبر خودِ مخاطبِ غير مميّز بين الضارّ والنافع !
يازدهم : آنكه ادعا كرده كه : فعل عمر مطابق مذهب اماميه است حيث
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٨٣