تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
( لله الحمد كه ميان من وأو صلح فتاد ) به خدمت زيد بار دگر در ساعت مرّه اُولى حاضر شدند ، والحاح ومبالغه به كار بردند تا كه زيد كتابي بر قطعه پالانى نوشت ، وتمثيل وتصوير در آن گنجانيد ، وخلافت مآب را به اين وسيله مسأله شرعيه فهمانيد ، وخلافت مآب آن قطعه قتب را - گويا قطعه ذهب پنداشته ! - همراه آوردند وبر سر خطبه ايستادند ، وحكم آن قطعه را قطعاً امضا كردند ، وهوس باطل اخذ مال ابن ابن خود - كه به تقليد خليفه أول سر آن داشتند - از سر به در ساختند . وثانياً : ظاهر است كه بردن زيد بن ثابت خلافت مآب را به خانه وكندن أو نهر را وبر آوردن جوها وجوبچه‌ها واجراى آب وبند كردن آن ، لوم وملام از خلافت مآب نمىبرد ، بلكه پرده ناموسشان مىدرد ، وأساس طعن نمىكَند ، بلكه تأييد مطلوب أهل حق مىكند ، وآب از جو رفته باز نمىآرد ، بلكه تحقيق مراد أهل رشاد مىنمايد ، وباب قدح وجرح بند نمىنمايد ، بلكه درِ تفضيح وتقبيح أهل خلاف مىگشايد ، وتوهين وتهجينشان مىافزايد كه از آن غايت جمود قريحه وخمود فطنت وعدم انتقال ذهني وفقدان ملكه استنباط واضح است كه خلافت مآب مسأله جزئيه را نفهميدند تا كه زيد به خانه برد وتصديع مشقت مشى بالاقدام داد ، وبه كندن نهر وجوها وجوبچه‌ها واجراى آب ، آب وتاب مهابت وجلالت خلافت مآب برد ! وطريق اظهار غايت بلادت ونهايت بُعدشان از فطانت سپرد !