اقتصار نفرموده ، به صراحت تمام فرموده كه : « اى عمر ! ‹ 993 › به تحقيق كه من ظنّ مىكنم تو را كه بميرى قبل از آنكه بدانى اين را » .
پس به تأكيد وتكرار ارشاد سرور اخيار - صلى الله عليه وآله الأطهار - هويدا وآشكار گرديد كه عمر را علم مسأله جدّ حاصل شدني نيست ، پس چگونه مسلمى تاب وياراى آن دارد كه - معاذالله - بر خلاف اين ارشاد ، اثبات حصول علم مسأله جدّ براي خلافت مآب نمايد ، وزبان را به تصديق آن آلايد ؟ !
سى أم : آنكه به تصريح سعيد بن المسيب متحقق گرديد كه عمر بمرد قبل از اين كه مسأله جدّ را بداند ، پس تكذيب روايات صدور مائة قضية مختلفه از أو - متمسكاً به حصول علم مسأله جدّ براي أو - چنانچه دست از تصديق جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر داشتن ، ومخالفت آن جناب ظاهر ساختن است ، همچنان به تكذيب تابعي ثقة عادل وامام فاضل كامل - اعني سعيد بن المسيب - همّت گماشتن است .
سى ويكم : آنكه ابن حزم - كه از أكابر أئمة واجلّه مشايخ سنّيه است - روايت را كه مخاطب بعدِ تغيير وتبديل وزيادة وتحريف نقل كرده به مبالغه واهتمام تمام تكذيب وابطال نموده ، وبر برائت زيد از آن قسم شرعي ياد كرده ، وتحاشى از آن زده ، وآن را از فضائح وقبائح وخلاف عقل رزين ورأى متين وعين تخليط وآفت دانسته ، چنانچه در " محلّى " گفته :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٥٣٤