ششم : آنكه تصريح سيوطى به آنكه : ( حكم كرد عمر در جدّ به قضاياى مختلفه ) ( 1 ) . نيز اين تأويل را از بيخ مىكند وتوهين وافساد آن مىكند .
هفتم : آنكه آنچه سيوطى از عمر نقل كرده كه عمر مىگفت : ( ذلك على ما قضينا . وهذا على ما قضينا ) ( 2 ) . نيز براي ابطال اين تأويل كافى است .
هشتم : آنكه تصريح جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به آنكه : ( آن جناب ظنّ مىفرمايد كه عمر بميرد قبل از اينكه حكم جدّ [ را ] بداند ) ( 3 ) . اين تأويل واهى را به أسفل دركات بطلان رسانيده است .
پس كار احدى از أهل اسلام نيست كه بعدِ سماع ارشاد آن حضرت چنين خرافه بر زبان آرد ، ووسعت علم عمرى را به احكام مختلفه أو در جدّ ثابت سازد ، مگر آنكه از دين واسلام بالاجهار والاعلان دست بردارد .
نهم : آنكه تصريح سعيد بن المسيب به آنكه : ( مرد عمر قبل از آنكه بداند
هامش
1 . مصدر سابق .
2 . مصدر سابق .
3 . قبلا از كنز العمال 11 / 57 - 58 گذشت .