مذهب زيد بن ثابت نزد أو دانسته ، نهايت اهتمام ودل سوزى در ابطال آن به كار برده .
ظاهراً مخاطب از فضائل أئمة خود دست برداشته ومناقب ايشان را مأخوذ از حضرت إبليس انگاشته ، وبه مرتبه غايت شنيع وفظيعش پنداشته كه به انكار وابطال آن برخواسته .
بالجملة ; اگر چه بطلان اين تأويل عليل از كلام خود مخاطب ظاهر است واحتياج به ردّ وابطال آن نيست ، ليكن بطلان آن به چند وجه ديگر هم ظاهر است :
أول : آنكه اين تأويل عليل را صاحب " فتح الباري " كه از عمده محققين أهل سنت است خود باطل كرده ودفع نموده ، وهمچنين قسطلانى ( 1 ) ، پس تمسك به مثل چنين خرافه كه مثل ابن حجر محقق وقسطلانى ردّ وابطال آن كرده باشند در مقابله شيعه ، داد دانشمندى دادن وسخافت عقولِ فحول خود پيش خصام وانهادن است !
ودانستى كه اين ردّ وابطال وانكار عسقلانى وقسطلانى ناشى از محض وساوس نفساني نيست ، بلكه متمسك اند در آن به دليل متين وبرهان رزين يعنى قول ابوعبيده سلمانى كه از آن به غايت صراحت واضح است كه جميع
هامش
1 . قبلا عبارات آنها از فتح الباري 12 / 17 وارشاد الساري 9 / 431 گذشت .