خود مفاخرت ومباهات هم داشت ، ومىفرمود آنچه محصلش آن است كه : من در جدّ به قضاياى مختلفه حكم دادهام ، وتقصيري در آن از حق نكرده ، كما في كنز العمال :
عن عمر قال : إني قضيت في الجدّ قضيات مختلفات . . لم آل فيها عن الحق . عب ( 1 ) .
وعاقل متدين - بعدِ ملاحظه ارشاد نبوي - حقيقت اين مفاخرت باطل وكذب لاحاصل نيك مىداند ، احتياج به تبيين وتقرير ندارد .
ونيز عمر در وقت موت به خطاب حاضرين گفت كه : به تحقيق كه حكم كردم در جدّ حكمي ، پس اگر بخواهيد كه اخذ كنيد به آن پس بكنيد .
واين هم صريح مخالفت ومعاندتِ ارشاد آن سرور ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود .
وعثمان عجب جوابي براي اين قولش داده - يعنى به سبب مزيد بي مبالاتى به احكام دين ونهايت استخفاف آن - تصويب متخالفَين ، ظاهر كرده گفته كه : اگر اتباع كنيم رأى تو را پس به تحقيق كه رأى تو رشد است ، واگر اتباع كنيم رأى شيخ را كه قبل تو بوده ، پس خوب ذو رأى بود .
حال آنكه پر ظاهر است كه از قولين متخالفين جز يكى حق نمىباشد ،
و
هامش
1 . [ الف ] ذكر الجدّ من كتاب الفرائض ، من قسم الأفعال ، من حرف الفاء . ( 12 ) . [ كنز العمال 11 / 58 ] .