وللقاضي أبي حازم من أصحاب أبي حنيفة . ( 1 ) انتهى .
وهرگاه اجماع خلفا حجت نباشد ، تنها بيچاره عمر را كه مىپرسد ؟ !
بالجملة ; ايراد اين حديث در اين مقام وتمسك به آن بر صحت صلات تراويح ولزوم اتباع افعال عمر خيلى غريب وعجيب است ; زيرا كه بنابر اين لازم مىآيد كه أقوال وافعال أبو بكر وعمر وعثمان مثل سنّت سنيّه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) واجب الاتباع والانقياد باشد ; وبطلان آن از سفيده صبح روشن تر است ، خود أهل سنت جاها خطايا را بر خلفاى خود ثابت مىسازند ، ومىگويند كه : خطأ في الاجتهاد ، منافى مرتبه امامت ورياست وخلافت نيست ; وجاها ديده باشى كه ‹ 955 › بسيارى از صحابه مخالفت شيوخ ثلاثة برگزيدهاند وبر خلاف ايشان فتوا داده ; پس با اين همه ، ادعاى ورود اين حديث در حق ايشان باطل است .
عن قريب خواهى شنيد كه أبو حنيفة مذهب عمر را در مسأله جدّ ترك كرده ( 2 ) ، وسابقاً شنيدى كه شافعي عمل شيخين را درباره خمس - بعدِ ثبوت آن در كتاب وسنّت - لايق اعتنا نانگاشت ، وخود مخاطب به مخالفت فعل عمر در خمس با مذهب شافعي اقرار كرده ( 3 ) ، ونيز حنفيه در قطع يسار
هامش
1 . [ الف ] مبحث إجماع . [ الاحكام 1 / 249 ] .
2 . طعن دهم عمر .
3 . تحفه اثناعشريه : 299 - 300 .