هرگاه امرى به نقل معتمدين ثابت شد ، مجرد استبعاد ردّ واقع آن نمىتواند شد .
ويافعى نيز در تاريخ " مرآة الجنان " اين مذهب را از عطا بن أبي رباح حكايت كرده ( 1 ) .
پس اگر تحليل فروج جواري از حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ثابت نمىشد ، عطا بن أبي رباح - با آن همه فضل وجلالت وديانت - چرا به آن قائل مىشد .
اما محروم كردن بعض ورثه از بعض تركه ، پس چون آن هم در روايات أهل بيت طاهرين ( عليهم السلام ) وارد شده اطلاق بدعت بر آن هم ناجايز باشد .
اما آنچه گفته : هرگز اين چيزها در زمان آن سرور نبود .
پس اگر غرضش آن است كه : نزد أهل سنت چنان ثابت است كه اين چيزها در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نبود .
در اين صورت لايق جواب نيست ، وايرادش در اينجا لغو محض است ; زيرا كه به مزعومات أهل سنت الزام شيعه دادن ، قطعاً غير جايز ، وخود مخاطب به آن معترف ، كما يظهر من صدر كتابه ( 2 ) . ‹ 954 ›
هامش
1 . مرآة الجنان 1 / 244 .
2 . كلمه خوانا نيست ، ولى اشاره به مطلبي است كه مؤلف " تحفه " در ابتداى كتاب در مقدمه آن را ذكر كرده است ، مراجعه شود به تحفه اثناعشريه : 2 .