تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
به فقرا نداديد ) ، از اين ألفاظ ظاهر نمىشود ; چه اين كلام دلالت صريحه دارد بر آنكه : عباس صراحتاً به حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) گفت كه : ( غلط كرديد ) ، واز ألفاظ اين روايت ، گفتن اين لفظ ثابت نمىشود ، گو منع عباس از أطماع عمر از روايت شافعي ، ومنع از تعريض عمر از روايت ابن المنذر ظاهر است ، ومع هذا صدور اين منع از عباس بعدِ برخاستن ظاهر نمىشود ، بلكه از روايت ابن المنذر ظاهر است كه اين منع در مجلس عمر از عباس صادر شده ، ومتبادر از روايت شافعي نيز همين است ; واز روايت أبو داود وأبو يوسف گفتن عباس كلمه : ( لقد حرمتنا الغداة شيئاً لا يردّ علينا أبداً ) بعد تشريف آوردن جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) از نزد عمر اگر چه ظاهر است ، لكن از اين روايت ، حاضر بودن عباس در مجلس عمر همراه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ثابت نمىشود . وهرگاه دانستى كه مخاطب در نقل اين قصه به وجوه عديده تصرف وتبديل نموده ، پس حالا جواب اين روايت بايد شنيد . پس بايد دانست كه با آنكه انتهاى اين روايت به ابن أبي ليلى است ، در آن اختلاف واضطراب است كه از روايت أبو داود وأبو يوسف ظاهر است كه : جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ابتداءاً - بلا سؤال عمر - استغناى خودشان وحاجت مسلمين [ را ] بيان فرمود ; وبا وصف عزل عمر حق ذوى القربى را وعرض آن بر جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) آن حضرت نگرفت ، بلكه از روايت أبو داود - كه از عباس بن عبد العظيم نقل كرده - واضح است كه عمر مكرراً بالمشافهه