تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
سوم : آنكه هرگاه مخاطب مذهب حنفيه را مخالف فعلى از افعال أبى بكر مىبيند وآن را موجب توجه طعن به ساحت أو مىداند ، از آن تحاشى مىكند وبه ابطال آن برمىخيزد ، وچشمك بر آن مىزند ! ومذهب شافعيه بر سر وچشم مىنهد ، چنانچه در جواب طعن قطع أبو بكر يسار سارق را گفته : چون حكم أبو بكر موافق حكم پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] واقع شد ، محل طعن نماند ، وظاهر است كه أبو بكر حنفي نبود تا خلاف مذهب حنفيه نمىكرد . ( 1 ) انتهى . وهرگاه مذهب شافعي را خلاف فعل عمر ديده ومذهب حنفيه را موافق آن ، به توهين وتهجين مذهب شافعي برخاسته ، نطاق همت بر مدح وستايش حنفيه چست بسته ، به اكثريت ايشان مفاخرت آغاز نهاده ، مذهب ايشان را دليل حقيت فعل عمر گردانيده ; واين قدر نفهميده كه اگر أبو بكر حنفي نبوده عمر هم حنفي نبوده ، پس چرا به موافقت فعل أو با مذهب حنفيه بر خود مىبالد وآن را موجب سقوط طعن از أو مىگرداند . بالجملة ; اين حنفيه همان كسانند كه مخاطب در جواب مطاعن أبى بكر ، مذهبشان به جوى نخريده ، اثبات مخالفت شان با شرع أنور فرموده ، حيرت است كه چسان چنين كسان در اينجا مقبول وممدوح مخاطب دقيق النظر گرديدند ، وبه درجه مدح وستايش رسيدند !
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 282 .