اما آنچه گفته : آرى مخالف مذهب شافعي شد ، ليكن عمر مقلد شافعي نبود تا در ترك تقليد أو مطعون گردد .
پس اگر عمر به جهت ترك تقليد شافعي نزد مخاطب مطعون نمىگردد ، در ترك اتباع قرآن وسنت وأهل بيت [ ( عليهم السلام ) ] البتة مىبايد كه مطعون شود .
ومع هذا شك نيست در اينكه شافعي از جمله مجتهدين أهل سنت ومعتقدين به حقيت خلافت عمر است ، ‹ 868 › پس سبب ترك شافعي اين مذهب عمر را ومخالفت صريح با أو نمودن ، نيست مگر اينكه خطاى عمر در اين باب بر شافعي ثابت ومتحقق گرديده ; پس بنابر اعتقاد شافعي وجمهور فرقه شافعيه عمر به اين وجه مطعون باشد .
وولى الله در " قرة العينين " ( 1 ) گفته :
اما شافعي مقتداى جميع محدّثين وفقهاست ، وأعمق است به اعتبار مدرك ، وأقوى به اعتبار فقه واستنباط ، وآيتي است از آيات الله تعالى . ( 2 ) انتهى .
اما آنچه گفته : بالجملة ; أكثر أمت ، حنفيه واماميهاند چون با عمر رفيق باشند ، از مخالفت شافعيه نمىترسد .
هامش
1 . ( در قرة العينين ) در حاشية به عنوان تصحيح آمده است .
2 . قرة العينين : 195 .