تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
گفته ( 1 ) ، ودر اينجا هم بر أو اعتماد كرده ، وبالخصوص همين روايتِ أو را معتمد دانسته ، واحتجاج به آن كرده - دليل واضح وبرهان لائح است بر : جور وجفاى شيخين در اسقاط سهم ذي القربى . واز آن ظاهر است كه جناب أمير ( عليه السلام ) وديگر أهل بيت آن حضرت [ ( عليهم السلام ) ] فعل شيخين را باطل مىدانستند ، وبه مخالفت آن فتوا مىدادند ، پس مخاطب در حقيقت به ايراد اين خبر در اينجا ، حقيت طعن شيعه را بر عمر ، وظلم أو [ را ] در اسقاط سهم ذوى القربى به غايت وضوح ظاهر كرده ، وهر چند به زعم خود اصلاح فعل عمر ودفع طعن از أو خواسته ، ليكن - من حيث لا يشعر ! - به تشييد مباني طعن أو پرداخته ، شعر : ( عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ) ! واز طرائف آن است كه كابلى نيز - با آن همه تحذلق وتبختر ! - مراد روايت طحاوى نفهميده ، آن را در مقام اثبات عدم مخالفت جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] با عمر در قسمت خمس وارد كرده ، وبه مضرّت اين روايت با مطلوبش پى نبرده . وهرگاه حال كابلى اين است ، پس از حال مخاطب كه مقلد وسارق أو است چه بايد گفت ؟ !
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 35 .