والى عراق شد ، وولايت أمور مردم به آن جناب رسيد ; چه كرد در سهم ذي القربى ؟
گفت : « رفت پدر من راه أبى بكر وعمر [ را ] » ، يعنى آن جناب هم سهم ذوى القربى [ را ] نداد .
ابن إسحاق گفت : پس شما به چطور مىگوييد آنچه مىگوييد ؟ يعنى اينكه سهم ذوى القربى ثابت است .
گفت حضرت باقر ( عليه السلام ) كه : « قسم به خدا نيست كه أهل بيت جناب أمير ( عليه السلام ) عمل مىكردند وتسلّى وسيرابى ‹ 847 › يافته رجوع مىكردند مگر به رأى آن جناب » ، يعنى آنچه ما مىگوييم همين بود رأى آن جناب .
گفت ابن إسحاق كه : پس چه چيز مانع شد جناب أمير ( عليه السلام ) را از دادن سهم ذوى القربى ؟
گفت كه : « قسم به خدا مكروه داشت جناب أمير ( عليه السلام ) اينكه مردمان گويند كه : آن جناب خلاف سيره أبى بكر وعمر فرمود » . انتهى المحصل .
اين روايت چنانچه مىبينى به صراحت تمام دلالت دارد بر بطلان فعل أبو بكر وعمر ، وجور وظلم ايشان در اسقاط سهم ذوى القربى ; زيرا كه از آن واضح است كه ارشاد حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) وديگر أهل بيت ( عليهم السلام ) درباره سهم ذوى القربى به خلاف آنچه عمر وأبو بكر كردند ، بوده ، وچون شيخين اعطاى سهم ذوى القربى را واجب نمىدانستند ، بلكه ساقط كرده بودند ، چنانچه از روايات أهل سنت ظاهر شد ، پس قول أهل بيت ( عليهم السلام ) وجوب سهم ذي القربى باشد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١١١