وناچار امام شافعي با اين همه تحقيق وتدقيق دست از اتباع فعل أو كشيده ، فعل أو وامثالش [ را ] لايق اعتنا ندانسته !
كمال عجب است كه مخاطب چندان انهماك در تقليد كابلى ورزيده كه بر كتاب پدر خود هم اطلاعى به هم نرسانيده ( 1 ) ، حظّى از إفادات امام شافعي برنداشته ( 2 ) ، بر خلاف أو هوس اثبات اسقاط جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) سهم ذوى القربى را در سر كرده !
وفضائل ومحامد ومناقب شافعي بالاتر از آن است كه احصاى نبذى از آن توان كرد . . . ( 3 ) .
اما آنچه گفته :
زاد الطحاوي : فقلت فكيف أنتم تقولون ؟ قال : والله ما كان أهله يصدرون إلاّ عن رأيه .
پس بدان كه مخاطب مراد اين كلام [ را ] نفهميده ، والا به ذكر آن نمىپرداخت كه مخالف مطلوب أو است ! چه از اين كلام صريح معلوم مىشود كه : رأى جناب أمير ( عليه السلام ) موافق رأى أهل بيت ووجوب اعطاى سهم ذي القربى بود ، ليكن به جهت تقيه نمىداد .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( رسانيده ) آمده است .
2 . در [ الف ] ( نبرداشته ) آمده است كه اصلاح شد .
3 . در [ الف ] به اندازه يك سطر سفيد است .