تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مغالات داده بود ، هرگاه آن زن اين آية را خواند از كراهيت مغالات رجوع نمود ، چنانچه در عبارت آتيه فخر رازي مذكور است : فقال عمر : كلّ الناس أفقه من عمر ، ورجع عن كراهية المغالاة ( 1 ) . مگر با اين همه مساعي جميله سنيه ، خلاص عمر از مكروه نشد ، چه از اين ادعا هويدا است كه عمر غير مكروه را مكروه كرده بود ، واين معنا هم جايز نيست . ونيز بنابر اين لازم آمد كه عمر از اين آية نفى كراهت مغالات فهميد ، والا رجوع از آن به خواندن آن زن اين آية را معنا ندارد . ونيز معلوم شد كه نزد عمر ، حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از مغالات نهى نفرموده بود والا چرا از كراهيت آن رجوع مىكرد ، پس بنابر اين ادعاى مخاطب كه اثبات رضاى الهى به مغالات مهور صريح خلاف فهم پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] است كه در أحاديث صحيحه نهى از مغالات وارد شده ، صحيح نباشد . واگر ادعا كند كه : حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از مغالات نهى تنزيهي فرموده است ، واز آية نفى آن پيدا نمىشود .
هامش
1 . تفسير رازي 10 / 13 .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 94 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى