تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
دهم : آنكه عجب تر از همه آن است كه قطع نظر از مخالفات سابقه ولاحقه ، مخاطب متصلِ همين افاده بليغه - كه در آن به مدّ وشدّ تمام تهجين توجيه كلام الهى وصرف آن از ظاهر فرموده - توجيه وتأويل همين آية قنطار آغاز نهاده ، فنون دانشمندى وتوجيه خرج كرده ، خود را از أعاظم أهل ايمان خارج ساخته ، به زمره عوام تاركين أدب كلام ملكِ علاّم انداخته ، چنانچه گفته : والا اگر مقصود آن زن از تلاوت آية اثبات رضاى الهى به مغالات مهور بود ، پس صريح خلاف فهم پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] است . . . إلى آخر . وجوابش - قطع نظر از آنكه شناعت اين قال وقيل وتوجيه ، از كلام خودش ظاهر وواضح است كه آن ترك أدب كلام الهى است ومناسب شأن أعاظم أهل ايمان نيست - آن است كه : اگر چه در حقيقت مقصود آن زن از تلاوت آية كريمه اثبات محضِ جواز مغالات مهور ، وابطال تحريم آن كه از عمر صادر شده بود ، [ مىباشد ] ، وآن هرگز خلاف فهم حضرت پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نيست ; چه از أحاديث نهايت آنكه استحباب به تيسير صداق ثابت مىشود وآن منافى جواز مغالات نيست ، ولهذا عمر به قول آن زن رجوع كرده ، به خطاى خود اعتراف نمود ، وأصحاب خود را به جهت عدم انكارشان بر أو معاتب ساخت ، ليكن علماى أهل سنت چون ديدند كه تحريم حلال بس شنيع وفظيع است - به گمان خود ، براي تقليل شناعت حكم عمر ! - مىگويند كه : از أو تحريم مغالات صادر نشده ، بلكه حكم به كراهت