تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
روزى دو كس به محكمه آمدند : يكى دهقان كه آن را إيليا گفتندى ، ويكى گوسفنددار آن را يوحنا خواندندى ، إيليا گفت : يا خليفة الله ! همسايه من يوحنا شب رمه خود را مىچرانيد ، به كشت زار من در آمده‌اند وتمام خورده‌اند . وقولي آن است كه : به بوستان رفته بودند وخوشه‌هاى انگور را خورده وتلف كرده . داود [ ( عليه السلام ) ] از يوحنا پرسيد ، جواب داد كه : آرى چنين واقع شده . داود حكم كرد كه : گوسفندان خود را به إيليا ده ، ودر شريعت داود [ ( عليه السلام ) ] ‹ 794 › حكم بر اين منوال بود ، چون از محكمه بيرون آمدند ومضمون قصه مر سليمان [ ( عليه السلام ) ] را معلوم شد ، به محكمه درآمد - در سن سيزده سالگى - وبا پدر فرمود كه : اگر حكمي جز اين بودى ، اصلح وأوفق نمودى . داود گفت : چه نوع توان كرد ؟ سليمان جواب داد كه : گوسفند را تسليم إيليا بايد كرد تا از أو نفع گيرد به شير وروغن وپشم وموى ، وباغ يا زرع را به يوحنا بايد داد تا غم خورد ، وبدان مرتبه رساند كه بوده . ( 1 ) انتهى . واز اينجا معلوم شد كه : حكمي كه حضرت داود [ ( عليه السلام ) ] داده نيز بر صواب وحق موافق حكم الهى در شريعت آن جناب بوده ، نه بر خلاف حكم الهى ،
هامش
1 . تفسير بهايى :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 282 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى