آن - حسب افاده والد ماجد شاه صاحب - مصرفى نداشته باشد ، پس تمسك به روايت ابن جرير وابن عبدالبرّ عين ارتكاب جريره وعدول از برّ است ، پس مخاطب در اين تمسك وأمثال آن چنانچه مخالفت عهد خود كرده ، كذب ودروغ ‹ 782 › خويش به أبلغ الوجوه ثابت نموده ، همچنين مخالفت وعقوق والد خويش هم به نهايت رسانيده !
چهارم : آنكه غايت تعصب وعناد ومجازفت وعدوان آن است كه مخاطب به سبب كمال جور وشرّ به روايت ابن عبدالبرّ در اثبات خطاى حضرت سرور ابرار وامام اخيار - عليه سلام الملك الجبار - تمسك جسته وبه روايت همين ابن عبدالبرّ كه اعتراف عمر را به خطاى خودش نقل كرده - كما دريت آنفاً - اعتنا نكرده ، بر ملا تخطئه نقل خطا از عمر نموده .
بار الها ! مگر اينكه اعتذار به جهل وعدم اطلاع خود بر روايت كردن ابن عبدالبرّ ، اعتراف خطا را نمايد ، وكمال قصور باع وعدم اطلاع ونهايت جسارت وبي مبالاتى به انكار ثابتات فرمايد .
پنجم : آنكه از تصريح خود مخاطب قبل از اين واضح است كه : اعتبار حديث به يافتن آن در كتب مسنده محدّثين است مع الحكم بالصحة ، چنانچه در جواب طعن سوم از مطاعن أبى بكر گفته :
وبعض از فارسي نويسان كه خود را از محدّثين أهل سنت شمردهاند ، ودر سير خود اين جمله را آورده ، براي الزام أهل سنت كفايت نمىكند ; زيرا كه
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٥٠