اما آنچه گفته : آرى اين قدر صحيح است كه گفته : كلّ الناس أفقه من عمر . . إلى آخره .
پس اين قدر كه به تصريح مخاطب صحيح است ، نيز در ثبوت خطاى عمرى صريح است ، والا لازم آيد كه خلافت مآب از سكوت بر باطل در گذشته - با وصف حقيت خود - اظهار مفضوليت [ خويش ] وفضل زن كه بر باطل وسفاهت بوده - كما يظهر من نور الكريمتين ( 1 ) - كرده باشد ، وبلا ريب محضِ سكوت بر باطل ناروا است چه جا ترقى وتعلّى بر آن به اظهار خلاف واقع .
اما آنچه گفته : واين از باب تواضع وهضم نفس وحسن خلق است .
پس مخدوش است به چند وجه :
أول : آنكه سابقاً به جواب طعن دهم از مطاعن أبى بكر دانستى كه فخر رازي ، امام الأئمة سنيه ، توجيه نسبت حضرت إبراهيم ( عليه السلام ) خطيئه را به سوى خود در قول خود : ( وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ) ( 2 ) به تواضع وهضم نفس قبول نكرده ، بلكه به ردّ آن پرداخته ، وآن را ضعيف دانسته ، وگفته آنچه حاصلش اين است كه :
هامش
1 . نور الكريمتين : لم نعلم بطبعه ، ولا نعرف له مخطوطاً .
2 . الشعراء ( 26 ) : 82 .