تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پس اگر غرض أو اين است كه در اين كلام عمر اقرار به خطاى خود نيست ، ومحض تعريض به قلّت علم زنان است ، پس از قبيل انكار بديهيات وواضحات است كه قابليت جواب ندارد ; زيرا كه قول عمر كه : ( أخطأ رجل وأصابت امرأة ) صريح دلالت دارد بر آنكه : عمر در حكم أول خطا نمود ، وآن زن در تخطئه اش بر صواب بود ، ودر اين كلام تعريض به قلّت علم آن زن البتة هست ، ليكن غرض عمر آنكه بايد كه مردمان اعلم از زنان باشند خصوصاً خلفا ، ليكن اين زن از خليفه هم كه مرد است نه زن ، گوى سبقت ربوده وتخطئه اش نموده ، پس مقام ، مقام تعجب است ، ودر حقيقت اثبات اين تعريض نمودن ، بر پاى خود تيشه زدن است ; زيرا كه بنابر اين كمال جهل عمر ونهايت قلّت علم عمر وضعف عقل أو ثابت مىشود ; چه هرگاه بعض زنان - با وصف قلّت علم وضعف عقل - سبقت بر عمر كردند ورجحان بر أو حاصل نمودند ، علم أو اقلّ قليل ، وعقل أو به غايت سخيف وضعيف باشد ! ‹ 761 › پس كابلى در حقيقت به اين كلام غايب جهل عمر وضعف عقل أو ثابت كرده ( عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ) . بالجملة ; هر كسى كه أدنى شعوري مىدارد از ملاحظه رواياتى كه منقول شده به اين قدر يقين مىكند كه : عمر تحريم مغالات نموده ، واز تنبيه آن زن رجوع از تحريم مغالات نموده ، واقرار به خطاى خود واصابه آن زن كرده ، در اين قدر از تشكيكات معاندين وتسويلات ملبّسين اشتباهى رو نمىدهد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 193 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى