تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
دعوى از غرائب دعاوى حيرت زا است كه جز [ در ] إفادات مخاطب در كلام ديگر كمتر يافته مىشود ! بالجملة ; كلام عمر هرگز دلالت بر اين معنا ندارد كه أو مغالات را جايز مىدانست ، بلكه كلام أو - كه به روايات ثقات أهل سنت به طرق مختلفه وانحاء متعددة منقول شده - صريح است در آنكه مغالات را حرام مىدانست ، چنانچه وقتي كه آن زن اين آية را خواند ، بر حكم خود نادم شده ، گفت : ( اللهم غفراً ) وبر منبر رفت وگفت كه : به تحقيق من نهى كرده بودم شما را كه مغالات مكنيد در مهر زنان ، پس بايد بكند مرد در مال خود آنچه پديد آيد أو را . وبه خطاى خود اعتراف نمود ، وأصحاب خود را بر عدم تنبيهش بر خطاى أو عتاب نمود . پس اگر عمر مغالات را جايز مىدانست ، ومنع بر سبيل كراهت مىكرد ; حاجت طلب مغفرت ورجوع از آن ، وجاى عتاب بر أصحاب چه بود ؟ ! وسيد مرتضى علم الهدى در جواب قاضى القضات فرموده : فأمّا تأولّه الحديث ، وحمله إيّاه على الاستحباب ; فهو دفع للعيان ; لأن المروي : أنه منع ذلك وحظره ( 1 ) حتّى قالت المرأة ما قالت ، ولو كان راغباً عن المغالاة غير حاظر ( 2 ) لها ، لما كان في
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( وخطره ) آمده است . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( خاطر ) آمده است .