پس ثابت شد كه نهى آن حضرت - به فرض تسليم ( 1 ) - اختيار به مردمان بود كه مبادا بعض مردم به لحاظ حكومت ورياست آن جناب ، با وصف عدم رضاء باطني ، امتناع از تزويج امام ( عليه السلام ) نكنند ، وگمان اجبار واكراه به طرف آن حضرت برند ، پس آن حضرت براي اظهار حقيقت حال وكشف جليه امر ، به زبان خود اين مردم را اين ارشاد نمود ، واز اظهار آن شخص همْدانى - كه به سبب نهايت حميّت ايمانى ، كمال رضا وخشنودى خود به تزويج با ريحانه رسول يزدانى ظاهر نمود - نهايت راضى ومسرور وخوش دل ومحبور شد . پس اين حكم را كه بر چنين مصلحت ظاهر وحكمت باهر مبنى است ، بر حكم عمر كه بر خلاف نصّ وآية - حسب تصريح معتقدين عمر ! - بود وخود عمر اعتراف به خطاى آن كرده ، وبه مثابه [ اى ] آن را فظيع وشنيع دانسته كه بر أصحاب خود به سبب تنبيه بر آن عتاب كرد ، وبه اصابه زن معترضه بر آن ، وغلبه ( 2 ) أو تصريح نموده ، واستغفار از آن نموده ; قياس كردن ، قياس فضيح ووسواس قبيح است .
هامش
1 . علامه مجلسي ( رحمه الله ) در مرآة العقول 21 / 96 در مورد روايتي كه در كافى 6 / 56 آمده فرموده : مجهولٌ .
شيخ احمد رحماني همداني در كتاب الامام المجتبى ( عليه السلام ) ، صفحه : 711 - 722 در اين زمينه بحث مفصلى نموده ، مناسب است مراجعه شود .
2 . در [ الف ] كلمه ( غلبه ) درست خوانده نمىشود .