اما آنچه گفته : واز كلام عمر - كه در طعن مذكور است - صريح معلوم مىشود كه مغالات را جايز مىدانست ، اما بنابر وخامت عاقبت أو منع مىفرمود .
پس مخدوش است به چند وجه :
أول : آنكه مخاطب در تقرير طعن از عمر نقل مىكند كه أو گفته :
حال آنكه پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را ديدهام كه زيادة بر پانصد درهم مهر أزواج وبنات خود نبسته ، پس بايد كه شما در مغالات صدُقات مبالغه نكنيد ، واتباع سنت سنيه پيغمبر خود لازم گيريد . ( 1 ) انتهى .
واين كلام ‹ 750 › دلالت صريحه دارد بر آنكه : عمر مغالات را حرام گردانيده ; زيرا كه اتباع سنت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را درباره مهر - كه حسب اظهار عمر كه اقتصار بر پانصد درهم بوده - لازم گردانيده ، وهرگاه اتباع جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) درباره اقتصار بر پانصد درهم لازم وواجب باشد ، زيادة كردن مهر بر پانصد بلا شبهه حرام وناجايز شود ; پس مخاطب را چنان اختلال حواس رو داده كه از كلامي كه خود نقل نموده ، غفلت نموده ! با وصف صراحت آن در تحريم مغالات ، ادعا مىكند كه كلام عمر - كه در طعن مذكور است - صريح است در اينكه أو مغالات را جايز مىدانست ، واين
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 298 .