تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
آن شده ، ومخاطب اتباع أو در آن كرده ، ونمونه [ اى ] از آن در اين باب وديگر أبواب ظاهر شده ، چه بايد پرسيد ! ! بالجملة ; حقيقت امر اين است كه ترمذى وأبو داود ونسائي وابن ماجة همين قصه نهى عمر را از مغالات مهور كه ديگران نقل نموده‌اند ، روايت كرده‌اند ، ليكن بعض رواة ايشان قصه معارضه مرأه [ را ] با عمر وتعجيز وافحام أو واقرار عمر به خطاى خود ورجوع از اين نهى [ را ] ، نقل ‹ 747 › نكردند تا باشد كه عار جهل وعجزِ عمر را - به زعم خود - مستور ومخفى كنند ; وديگر رواة همين قصه را مفصلا ومشرّحاً به ذكر معارضه آن زن با عمر واقرار عمر به خطاى خود ورجوع از اين نهى ، نقل كردند ، وسرّ مكتوم قوم جهول ظلوم بر ملا افكندند . پس مزعوم كابلى كه اين روايت أصحاب “ سنن “ مشتمل است بر قصه ديگر سواي قصه [ اى ] كه زنى در آن معارضه أو كرده وعاجزش نموده ، از غرائب مزعومات وعجائب هفوات است ، واز عبارت سخاوى ومحمد طاهر گجراتى هم بطلان آن ثابت مىشود . وفرض كرديم كه مزعوم كابلى صحيح است وروايت ترمذى وغيره مشتمل بر واقعه ديگر است ، ورواياتى كه سابقاً منقول شده متضمن واقعه ديگر ، باز هم نفعي به كابلى نمىرساند ، بلكه طعن را بر عمر دو بالا مىگرداند ، چه از روايات سابقه ظاهر شده كه نهى عمر از مغالات مهور