لا فِيها
نيست در ان شراب
غَوْلٌ
آفتى و علتى كه بر خمر دنيا مترتب است چون فساد حال و ذهاب عقل و صداع و جز آن
وَ لا هُمْ عَنْها
و نه از بهشتيان كه از ان شراب
يُنْزَفُونَ
مست شوند و خرد و فهم از ايشان زائل شود
وَ عِنْدَهُمْ
و نزديك ايشان يعنى در منازل ايشان
قاصِراتُ الطَّرْفِ
كنيزكان فروداشته چشم باشند يعنى در غير شوهران ننگرند
عِينٌ
فراخ چشمان
كَأَنَّهُنَّ
گويا ايشان
بَيْضٌ مَكْنُونٌ
بيضهاى پوشيدهاند تشبيه مىكند حوران را در ملامسه و پاكى و خوشرنگى به بيضه نعامه چه مقرر است كه شترمرغ بيضه خود را به پر خويش بپوشد تا غبار بر آن نهنشيند و بيضه ايشان سفيد باشد مختلط به اندك صفرتى و احسن الوان ابدان نزد عرب آن بود
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ
پس روى آوردند برخى بهشتيان
عَلى بَعْضٍ
بر بعضى ديگر
يَتَساءَلُونَ
مىپرسند از احوال دنيا و ماجراى ايشان با دوست و دشمن
قالَ قائِلٌ
گويد گوينده
مِنْهُمْ
از اهل بهشت مر ياران خود را كه
إِنِّي
به درستى كه من وقتى كه در دنيا بودم
كانَ لِي
بود مرا
قَرِينٌ
يارى همنشين كه منكر بعث بود مقاتل گويد كه ايشان دو برادر بودند در سورة الكهف ذكر ايشان است يهودا مؤمن است و او گويد با بهشتيان كه مرا برادرى بود قطروس نام كه در دنيا سرزنشكنان
يَقُولُ
مىگفت
أَ إِنَّكَ
آيا تو
لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ
از باوردارندگانى حشر را
أَ إِذا مِتْنا
آيا چون بميريم
وَ كُنَّا تُراباً
و گرديم خاك
وَ عِظاماً
و استخوانهاى كهنه
أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ
آيا ما پاداشدادگان باشيم يعنى ما را زنده كنند و پاداش دهند
قالَ
گويد يهود امر اهل بهشت را كه
هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ
آيا شما ديدهورانيد يعنى مىبينيد اهل دوزخ را مراد آنست كه ببينيد دوزخيان را تا حال برادر مرا معلوم كنيد كه در كدام دركه است و بچه نوع عذابى مبتلا شده بهشتيان گويند تو او را نيكوئى شناسى تو فرونگر به دوزخ
فَاطَّلَعَ
پس فرونگرد يهودا
فَرَآهُ
پس ببيند قطروس را
فِي سَواءِ الْجَحِيمِ
در ميان دوزخ
قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ
گويد يهودا به او كه اى قطروس به خداى كه بتحقيق نزديك بودى تو كه از راه اضلال
لَتُرْدِينِ
هر آئينه هلاك گردانى مرا به وسوسه و از راه ببرى
وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي
و اگر نه بخشش پروردگار من بودى كه مرا به حق راه نمود و از فتنه تو نگاهداشت
لَكُنْتُ
هر آئينه بودمى
مِنَ الْمُحْضَرِينَ
از حاضرگشتگان با تو در دوزخ پس يهودا با فرشتگان گويد چنانچه برادر او شنود
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ
آيا ما نيستيم مردگان در بهشت يعنى كه ما جاويد خواهيم بود و نخواهيم مرد .