وَ ذَلَّلْناها
و نرم كرديم و رام گردانيديم انعام را
لَهُمْ
براى ايشان
فَمِنْها رَكُوبُهُمْ
پس بعضى از ان مركوب ايشان است كه بر آن سوارى مىكنند چون شتر
وَ مِنْها يَأْكُلُونَ
و از انها بعضى آن است كه مىخورند چون گوسفند
وَ لَهُمْ فِيها
و مر ايشان را در ان چهارپايان
مَنافِعُ
سودهاست از پشم و موى و پوست
وَ مَشارِبُ
و آشاميدنها از شير و ديگر سودها
أَ فَلا يَشْكُرُونَ
آيا پس شكر نمىگويند نعمت خداى را كه انعام آفريد و رام گردانيد و منافع بزرگ از ممر ايشان بديشان رسانيد
وَ اتَّخَذُوا
و فراگرفتند مشركان
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى سزاى پرستش
آلِهَةً
خدايان
لَعَلَّهُمْ
تا شايد كه ايشان
يُنْصَرُونَ
يارى كرده شوند بمدد ايشان و حال آنكه آن بتان
لا يَسْتَطِيعُونَ
نمىتوانند
نَصْرَهُمْ
يارى دادن ايشان را زيرا كه جماداند و ايشان را شعور و قدرت نيست
وَ هُمْ
و بتپرستان
لَهُمْ
براى بتان
جُنْدٌ مُحْضَرُونَ
سپاهىاند حاضر كرده شده يا امروز كه نگاهبان ايشانند يا فردا كه لشكر ايشاناند با ايشان حاضر شوند در دوزخ
فَلا يَحْزُنْكَ
پس بايد كه ترا اندوهناك نهگرداند
قَوْلُهُمْ
قول ايشان كه نسبت با حق سبحانه مىگويند از اتخاذ اولاد و شركاء يا طعن درباره رسالت تو مىكنند و نسبت بشعر و سحر مىدهند
إِنَّا نَعْلَمُ
به درستى كه ما مىدانيم
ما يُسِرُّونَ
آنچه پنهان مىدارند از حقه و بغض
وَ ما يُعْلِنُونَ
و آنچه آشكارا مىكنند از كلمات كفر و جزا خواهيم داد ايشان را بيت
به آشكار و نهان هر چه كردى و گفتى * جزا دهد به تو داناى آشكار و نهان .
آوردهاند كه عاص بن وائل يا ابو جهل و اشهر آن است كه ابىّ بن خلف قدرى استخوان كهنه در دست ماليد و بمجلس حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم - آمد و بعضى از صناديد قريش حاضر بودند گفت كيست آنكه اين اجزاء متفرق يا اعضاى متمزق را جمع ساخته ديگرباره زنده گرداند حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه آفريدگار اين اين را به قيامت برانگيزاند و ترا نيز زنده گرداند و به دوزخ برد و اين آيت نازل شد كه
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ
آيا نديد و ندانست انسان مراد ابىّ بن خلف
أَنَّا خَلَقْناهُ
به درستى كه آفريديم ما او را
مِنْ نُطْفَةٍ
از آب منى و آن را علقه ساخته و مرتبه و به مرتبه ترقى داده تا در بطن ام جنين شده بيرون آمده و از طفوليت به بزرگى رسيده و سخنگوئى و دلير گشته
فَإِذا هُوَ
پس ناگاه او
خَصِيمٌ مُبِينٌ
جدالكنندهايست هويدا يعنى بمقام جدال در آينده
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا
و بزد براى ما مثلى يعنى امرى عجيب آورد استخوان كهنه را بر دست ماليده خاك ساخته بر باد داده
وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
و فراموش كرده آفريدن ما مر او را
قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ
گفت كيست كه زنده مىگرداند استخوانها را
وَ هِيَ رَمِيمٌ
حال آنكه او بوسيده و تباه گشته باشد بىپوست و عروق و اعصاب .