لَهُمْ فِيها
مر ايشان راست در بهشت
فاكِهَةٌ
ميوه يعنى از انواع ثمره
وَ لَهُمْ
مر ايشان راست
ما يَدَّعُونَ
آنچه خواهند و آرزو برند در احقاف از ابن عباس رض نقل مىكند كه هر چه بهشتى انديشد از اطعمه و اشربه بىآنكه به زبان آوردند در پيش خود حاضر بيند و مر ايشان را باشد
سَلامٌ
يعنى تحيّتى
قَوْلًا
خطابى بىواسطه
مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ
از پروردگار مهربان در معالم از جابر بن عبد اللّه رض نقل مىكند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه اهل بهشت در نعيم خود مستغرق باشند كه ناگاه روزى نورى بر ايشان ساطع گردد و چون سر بالا كنند حضرت عزّت گويد سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين يا اهل الجنة بيت
سلام دوست شنيدن سعادت است و سلامت * بوصل يار رسيدن فضيلتست و كرامت
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ
و جدا شويد امروز
أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ
اى مشركان از موحدان و اى منافقان از مخلصان كه شما را به زندان دشمنان مىرانند و ايشان را به بوستان دوستان مىخوانند
أَ لَمْ أَعْهَدْ
آيا عهد نكردم
إِلَيْكُمْ
با شما و نفرمودم شما را
يا بَنِي آدَمَ
اى فرزندان آدم
أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ
آنكه نپرستيد شيطان را يعنى بتان را بفرموده شيطان
إِنَّهُ لَكُمْ
به درستى كه او مر شما را
عَدُوٌّ مُبِينٌ
دشمنى است آشكارا و عداوت او با پدر شما بر همه ظاهرست
وَ أَنِ اعْبُدُونِي
و نه عهد كردهام كه مرا بپرستيد كه دوست نيكخواه شماام
هذا
اين پرستش من
صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
راه راست به بهشت
وَ لَقَدْ
و هر آئينه به درستى كه
أَضَلَّ
گمراه كرد شيطان
مِنْكُمْ
از شما اى آدميان
جِبِلًّا كَثِيراً
خلق بسيار را پيش از شما
أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ
آيا نيستيد شما كه تعقل كنيد و خود را از دست و دام او بازرهانيد و در فريب او نيفگنيد
هذِهِ جَهَنَّمُ
اين دوزخى است
الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
آن دوزخى كه در دنيا بوديد كه وعده كرده مىشديد آن را
اصْلَوْهَا الْيَوْمَ
درآييد به دو امروز
بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
بسبب آنكه بوديد كه مىپوشيديد حق را و تصديق انبياء ع نمىكرديد
الْيَوْمَ نَخْتِمُ
امروز مهر مىنهيم
عَلى أَفْواهِهِمْ
بر دهنهاى ايشان چون انكار مىكنند كه مشرك نبودهايم و تكذيب رسل ع نكردهايم و شيطان را نهپرستيدهايم
وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ
و سخن گويند با ما دستهاى ايشان
وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ
و گواهى مىدهند پاىهاى ايشان
بِما كانُوا
بهآنچه بودند كه در دنيا
يَكْسِبُونَ
كسب مىكردند در كشف الاسرار فرموده كه چنانچه جوارح اعداء بر افعال بد ايشان گواهى مىدهند اعضاى اولياء بر طاعت ايشان اقامت شهادت كنند چنانچه در آثار واردست كه حق سبحانه بنده مؤمن را خطاب كند چه آورده شرم دارد كه عبادات و طاعات و خيرات خود را برشمارد حق سبحانه اعضاى وى را به سخن آرد تا هر يك اعمال خود را بازگويند حتّى انامل گواهى دهند بر تسبيحات كما ورد فانهن مسئولات مستنطقات